علی کوچولو  

لی لی لی لی , لی لی لی حوضکعلی کوچولو این مرد کوچکعلی کوچولو تو قصه ها نیستمثل من و تو اون دور دورا نیستنه قهرمانهنه خیلی ترسونه خیلی پر حرفنه خیلی کم روخونشون در دارهدر خونشون کلون دارهحیات داره ایون دارهاتاقش طاقچه دارهحیاتش باغچه داره باغچه ای داره گل گلیکنار حوضش بلبلیلای لای لای
لی لی لی حوضک لی لی لیاین مادرش مادر علیمامان خوبش چه مهربونهعلی کوچولو اینو می دونهاینم باباش چه خالیه جاشرفته به جبههخدا به همراش
علی کوچولو چه خوب و نازهوا

ادامه مطلب  

جوک  

یه روز یه مرده توى فرودگاه از پشت شیشه به یه هواپيما نگاه میكرد و سیگار میكشید. مرد حكیمى به او نزدیك شد و پرسید؛چند ساله كه سیگار میكشى؟مرد سیگارى گفت؛ سى ساله سیگار میكشم. مرد حكیم گفت؛ آیا میدونى باپولى كه بمدت سى سال صرف خرید سیگار كردى،اگر جمع كرده بودى،الان میتونستى اون هواپيما رو بخرى؟مرد سیگارى گفت؛اون هواپيماى شخصى خودمه مرد حكیم گفت؛"یه نخ بده تا با هم بكشیم"

ادامه مطلب  

 

از زور خستگی چشام باز نمیشه . ولی مجبورم درس بخونم.اصلا منو وه به درس خوندن؟؟؟
+همش بخاطر مامانه،همش... وگرنه بابا که اهمیتی نداره،شایدم داره ولی الان همش مامانه و مامان نقش پررنگی داره.
اگه بخاطرش نبود من الان این خراب شده نبودم ، قلب نازنینش خیلی ارزش داره
 

ادامه مطلب  

 

 
انشاء اول در موضوع فصل پاییز 
وقتی پاییز می شود مدرسه ها باز میشوند و ما به مدرسه میرویم٬ و دوستان قدیمی را میبینیم شاید دوستان جدید هم پیدا کنیم٬ما هنوز در حال و هوای تابستان هستیم وقتی معلم اولین درس را میدهد و اولین تکلیف را به ما میدهد کم کم باور میکنیم سال تحصیلی شروع شده.در پاییز هوا کم کم سرد میشود و با تغییر ساعت ناگهان روزها یک ساعت کوتاه میشوند و شبها یک ساعت بلند تر می شوند.در پاییز صدای غار غار کلاغها بیشتر به گوش میرسد و فکر کنم

ادامه مطلب  

یا رب از تو مرحمت می زیبد و از ما غلط!  

ما کتاب کهنه ای هستیم سرتا پا غلط!
خواندنی ها را سراسر خوانده ایم امّا غلط!
سال ها تدریس می کردم خطا را با خطا
سال ها تصحیح می کردم، غلط را با غلط!
بی خبر بودم دریغا از اصول الدین عشق!
خط غلط، انشا غلط، دانش غلط، تقوی غلط!
دین اگر این است ! بی دینان زِ ما مؤمن ترند
این مسلمانی ست آخر؟ لا غلط الّا غلط !
روز اوّل درس مان دادند، یک دنیا فریب
روز آخر مشق ما این بود: یک عُـقـبا غلط!
گفتنی ها را یکایک هر چه باد و هر چه بود
شیخــنا فرمود امّا یا خطا شد یا غلط!


ادامه مطلب  

پاییز بای ...95  

 
 
پاییز کم کم داره از کنارمون رد میشه 
کم کم داره مدادرنگی هاشو جمع میکنه و بره دلش صندوقچه ی رازهایی جورواجور هست از  آدم های مختلف خیلی ها دلشو شکستن خیلی ها خوشحالش کردن خیلی ها باهاش خاطره ساختن ...!!
حالا که سه ماه که باهامون رفیق بود ، داریم برا رفتنش جشن میگیرم ؟؟ جالبه شاید این خصلت آدم هاست آدم هایی از جنس رنگ و وارنگی روزگار  ..
پایییز رنگ وارنگ با هزار قصه ی خاموش و نانوشته ، شاید هم قصه شاه پریون داره بقچه خاطرات امسال رو هم جمع میکن

ادامه مطلب  

درس پژوهی قسمت دوم  

درس پژوهی؛ الگویی برای توانمندسازی معلمان
قسمت دوم
در درس پژوهی، معلم با یک علامت سوال مواجه می شود؛ مثلا: "چگونه می‌توانم این مبحث شیمی، فیزیک یا انشا را بهتر درس بدهم؟" یا "چگونه می توانم به یادگیری دانش آموزانم عمق ببخشم؟" و برای یافتن پاسخ این سوال ها از همکار خود می پرسد "تو چطور این مبحث را درس می دهی؟ می توانیم با کمک هم یک طرح درس برای این مبحث بنویسیم؟"بدین ترتیب، گروهی از معلمان دور هم جمع شده و با مشورت و همکاری یکدیگر، طرح درسی دقیق

ادامه مطلب  

24  

قبل از اینکه بخوای کسی رو قضاوت کنی . کمی با کفش هاش راه برو . کمی شرایطش رو ببین و کمی اون باش.جدای از همه اینها . باز هم نمی تونی قضاوتش کنی . چون باز تو اون نیستی . اون روان جدایی داره . روح جدایی داره و هیچ کس جز خدا نمی تونه بگه چرا این کارو کردی .. سعی کنیم کمتر توی زندگی هم فضولی کنیم . کمتر قضاوت کنیم . واقعا به ما ربطی نداره . چون هر کسی شیوه زندگی خودش رو داره و خودش می دونه چطور باید زندگی کنه و ما نیز خودمان بهتر می دانیم که چطور زندگی کنیم . به

ادامه مطلب  

حرف های دل من به راضیه  

چه حرفی تو نگاهت هستکه چشمات زندگی داره
که این دنیای تکراریکنارت تازگی داره
یه جا تسلیم عشق بودنهمه دیوونگیت میشهکسی که فکر نمی کردیتموم زندگیت میشه
چه دنیایی به من دادیبه من که دل نمی دادمچه عشقی تو دلم گم بودکه با تو یادش افتادم
کجا ما رو رسوندیمونکه راضی ام به تقدیرمخودم دارم از اون راهیکه می ترسوندمت میرم
کجا ما رو رسوندیمونکه واسم باورش سختهکنار تو کسی میشمکه انگار تازه خوشبخته

ادامه مطلب  

شکایت شب :|  

شیش ماه دیگه همین موقع دیگه اخرین لحظاته.
حس میکنم فقط منم که یه عالمه کتاب نخونده دارم.
چرا تموم نمیشن اخه؟
چرا اینقدر میلنگم تو عربی؛خیلی برام عجنبیه اصلا؟
چرا هر کار میکنم درصد شیمی ام بالا نمیاد یه سقوط کامله؟
چرا آرایه ها رو قاطی میکنم مگه اسلوب معادله و تمثیل چقدر فرق داره؟
خدایا نوکرتم ما یکیشم گوش نمیدیم چرا این همه پیام داره یه آیه ات؟
اخه من میخوام بدونم چرا یه فصل کتاب فیزیک تو بخش مسئله و درسنامه و تست هزار و شونصد برابر میشه؟
ریا

ادامه مطلب  

اصالت  

 
 
این كه تن به انجام هركاری نمیدی به این معنی نیست كه نمیتونی!
بهش میگن "چهارچوب"!
چهارچوبی كه خودت برای خودت تعریف میكنی و پایه و اساسش از "خانواده" شكل میگیره...
كسی كه چهارچوب داره، "اصالت" داره...
اصالت رو نه میشه خرید نه میشه اداشو دراورد و نه میشه با بزك و دوزك بهش رسید!
اصالت یعنی 
دلت نمیاد خیانت كنی، 
دلت نمیاد دل بشكنی، 
دلت نمیاد دورو باشی، 
دلت نمیاد آدما رو بازی بدی....
این بی عرضه گی نیست!
اسمش "اصالته"...

ادامه مطلب  

چقد هوا گرمه!  

رو دوستت دارم رمز گذاشته بودیم مثلا جلو جمع وقتی نمیشد بگه دوسم داره میگفت هوا چقدر گرمه ...از این دیوونه بازیایی که هرکی به یه شکل تو رابطه اش با کسی که دوسش داره ،داره ...شاید وقتی باهم توی دانشگاه بودیم روزی صدبارگرمش میشد !!حتی خوب یادمه یه بار که برف میومدو باهاش قهر بودمو با فاصله از هم راه میرفتیم، وسطه خیابون داد زد گفت ای خدا خودت شاهدی میبینی که چقدر گرمه ....کسایی که دور و برمون بودن با یه نگاه متعجب چند ثانیه ای نگامون کردن‌و بعدم رفتن

ادامه مطلب  

عکسِ دو نفره  

از دیدنِ عکسِ دو نفرشون نه دردم اومد، نه عصبی شدم و نه حتی قاطی کردم. انگار کن که دارم آلبومی رو ورق می زنم.
دختر خندیده. از اون خنده هایی که کمی از لثه ات هم پیدا می شه و چشم هات تنگ می شه و دورش چین می خوره. یه یقه اسکی صورتی تَنِش کرده با یه شلوارِ مشکی. خیلی تپل شده یا شایدم از قبل بوده. باسن و رون و ساقِ پاش رو می گم و سینه های سایزِ 85 ای هم گمونم داره و قدش تقریباً کوتاهه. یه جوراب حوله ای سفید هم پاشه.
پسر لبخند نزده و فقط به دوربین زل زده و نمی ش

ادامه مطلب  

 

یه سری خرید داشتم.. خواستم برم زود انجامشون بدم و بیام ک فاطمه هم گفت بیرون کار داره میخواد باهام بیاد.. کلی معطلم کرد آخرشم نامزدش زنگ زد ک زود برگرده خونه و تو این ساعت بیرون نمونه.. منم که خریدام مونده بود بهش گفتم بره من خودم برمیگردم.. 
همیشه همینجوری بوده.  پا به پای همه اومدم ولی کسی پا به پام نیومده..
البته درکش کردم.. اون به اندازه ی من آزاد نیس.. یه نفرو داره که خیلی سختگیره..
تو راه برگشت داشتم به این فکر میکردم که خیلی خوبه که کسی اینجوری

ادامه مطلب  

 

 
انگار یه مدت بی ایمان شده بودم 
 
بیشتر از یه مدت .. 
نه خیلی ..
مثلا اندازه چند سال ...
 
نه اینکه بی ایمان شده بودم 
 
دلمو به چیزای دیگه ای خوش کرده بودم 
 
یادم رفته بود پول از کجا میاد ...
 
اونوقت ، این پول مثل برف سر ظهر آخر پائیز ، زود آب شد 
و حالا هم داره چکه میکنه 
 
 
اینقدری بدی دیدم که خوشبین نباشم 
اما از اون  بدی ندیدم 
درسته خیلی به حلال و حروم معتقده 
ولی صفر تا صدش هم فرق داره
خط قرمزاش دایره گرد نیست ... 
 
اما هنوزم نگرانم ...
 
خب شای

ادامه مطلب  

سکوت  

سکوت در کشورهای مختلف تعریف های متفاوتی هم داره که میتونه وحشتناک باشه صحبت ازش و هم میتونه گاهی اوقات از فرط تعحب فقط یه داستان کمیک به نظر برسه...
برای مثال به جنسیت بستگی داره یا به شرایط خانوادگی و یا خیلی مواقع به نظر اطرافیان چرا که بعضی ها نفس میکشن که اطرافیانشون بتونن زمانی با قضاوت سرگرم شن.
دختر بچه که حرف نمیزنه توو جمع
پسر باید کار کنه تا مرد شه حرف نزن زندگی بسازتت
مرد مگه درددل داره اگه هم دردی داری سکوت کن تو یه مردی نباید کسی بف

ادامه مطلب  

سکوت  

سکوت در کشورهای مختلف تعریف های متفاوتی هم داره که میتونه وحشتناک باشه صحبت ازش و هم میتونه گاهی اوقات از فرط تعحب فقط یه داستان کمیک به نظر برسه...
برای مثال به جنسیت بستگی داره یا به شرایط خانوادگی و یا خیلی مواقع به نظر اطرافیان چرا که بعضی ها نفس میکشن که اطرافیانشون بتونن زمانی با قضاوت سرگرم شن.
دختر بچه که حرف نمیزنه توو جمع
پسر باید کار کنه تا مرد شه حرف نزن زندگی بسازتت
مرد مگه درددل داره اگه هم دردی داری سکوت کن تو یه مردی نباید کسی بف

ادامه مطلب  

95/10/07  

طوریش نبود امروز. سرِ کار یه ذره زود گذشت. این همکارا هم چرت و پرت زیاد گفتن منم پر حرفی کردم. یه ذره خندیدن به حرفام.
خونه هم خبری نبود. با مامان یه ذره غیبت کردم سبک شدم. با بابا بحثم شد. ناراحتش کردم. واسه اولین بار تو عمرم بهم گفت اینقدر حرص نخور پسر! موهات همش ریخته و سفید شده. مامان هم که داره نخ میده که داماد شو! فعلا همه درگیره داداش کوچیکن که میخواد بره سربازی. مثل اینکه تا شنبه هستن مشهد. اخر هفته ی این هفته مالیده مثل اینکه.
این دختره هم که

ادامه مطلب  

جام جم  

اصن به شما ربطی نداره این موضوع!
.
.
.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
من هروقت میخام با پدرم بحثم بشه یاد فیلم قاضی میفتم که پسرش که وکیل بود و پدره قاضی
پسر: مامان کجاست؟فکر میکنی جای دیگه‌ای وجود داره بعد از مرگ؟
پدر: داری ازم میپرسی که به خدا اعتقاد دارم؟پسر: داری؟؟
پدر: من 72 سالمه با سرطان مرحله‌ی 4 .. من چه انتخابی دارم؟
 
واقعا راس میگه! چه انتخابی داره..  منم نباید بحث کنم..اونم دیگه سنش..
بماند که جوون بود مردم آز

ادامه مطلب  

تولد رخساره  

بوق‌بوق بوق من اومدم:))))))
واااای عشقم نیمه دوم امروز چقد خوش‌گذشت!!!!
امروز تولد رخساره بود‌
خخخخ خیلی حال داد خیلی خیلی فک کنم خخخ شکرت که هستن!!!‌دوستامو میگم چقد خوبه ادم‌چندتا دوست خوب داشته باشه
از تولد رخساره بگم؟ یا از‌خونه‌مهدیه اینا!؟یا از گرازه قشنگم؟(فاطمه ارادت خاصی به این‌حیوون‌داره خیلی دوستش داره)
ای کاش میشد فیلم فاطی رو بگیرم نشون بکس مدرسه بودم اغا نمیدونست چی بخوره اون دستش پرتقال بود اون دستش ذرت از اونور کیک خامه داش

ادامه مطلب  

سخنان حضرت علی (ع) در مورد آفرینش  

 
«ثم انشا سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء وسکائک الهواء... ورقیم مائر» . (2) «سپس خداوند جوها را از هم شکافت و جوانب و ارتفاعات هوا را باز نمود» .
آب انبوه و پر موج و خروشان را که بر پشت باد تندوز و پر قدرتی قرار داده بود، در لابه لای فضاهای باز شده به جریان انداخت.
با این باد تندوز آب را از جریان طبیعی بازداشت و آن گاه باد نیرومند را بر آب مسلط کرد و آب را در بالای آن قرار داد.
فضا را در زیر باد پر قدرت باز، و آب در روی باد، جهنده و جنبان شد.
سپس خداو

ادامه مطلب  

 

وقتی ذهنت مشغول باشه حرف زیاد می زنی اونم نه همه جا فقط اینجا می تونی بیای و بنویسی حرف بزنی. تموم شه این روزا. بابا دو سه هفته اومده خونه خوب حالش بود ولی امروز فشارش پایینه و حال نداره نمی دونم چرا تموم نمیشه شبا همش با استرس می خوابم همشم طول شب از خواب می پرم و فکر میکنم یه طوری شده. پلاکتش خدا روشکر خیلی رفته بالا ولی تب میکنه سرفه هم داره جدیدا هم افت فشار داره.ای خدا خودت این روزا رو تموم کن. هیچ کس نفهمید بر ما چه گذشت این نزدیک دو ماه که بس

ادامه مطلب  

چرا هواپیما روس که عازم سوریه بود سقوط کرد؟  

چرا هواپيما روس که عازم سوریه بود سقوط کرد؟
منابع روسی از پیدا شدن یکی از دو جعبه سیاه هواپيمای روسی که اوایل هفته با 92 سرنشین در سوچی سقوط کرد، خبر دادند.
 به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، یکی از جعبه‌های سیاه هواپيمای توپولوف 154 روسیه که روز یکشنبه هفته جاری در مسیر «لاذقیه» در سوچی با 92 سرنشین سقوط کرد، پیدا شده است.  منابع روس روز سه‌شنبه (امروز) به خبرگزاری تاس اعلام کردند که غواصان، یکی از جعبه‌های سیاه هواپيمای توپولوف 15

ادامه مطلب  

حال‌نوشت -۲-  

روی سرامیک‌های مشکی و خاکستری خیابان راه می‌روم و به تو فکر می‌کنم؛ به این که این کلیشه‌ای‌ترین جمله‌ی ممکن برای شروع یک نوشته است که می‌تواند از سرم بگذرد. مغزم سفید است، سفید سفید. پرت می‌شوم به روزهای دبیرستان و زنگ‌های انشا و آن نوشته و یادداشت «معلم» و منی که در آسمان‌ها بودم و اویی که نمی‌دانم کجا بود و هنوز هم. خواب دیشب یادم می‌آید و حال صبح، که به قول دوستی اخم خاصی کرده بودم، بدتر از همیشه، که خنده‌ای کردم و گفتم خوب نخوابیدم

ادامه مطلب  

 

همیشه از صدای رعدوبرق متنفر بودم ترسی که یه روزایی بگذریم
بارون میاد روزای بارونی آدم دلش میگیره انگار آسمون گریه میکنه 
امروز با سارا رفتیم نمایشگاه اونم عاشق این ترشیجات یه عالمه لواشک و ترشک و آلوچه از این خرت وپرتا خرید بعد رفتیم اسنک خریدیم  این هفته خیلی اذیت شدن و من چیزی نداشتم جز شرمندگی 
بعد مدتها یه لباس سفید پوشیدم سارا کلی ذوق کرد وااای مامان کاش حتی مانتو مشکی هم نمیپوشیدی چیه هی مشکی مشکی  شایدم حق داره ولی حس خوبی بهش نداشت

ادامه مطلب  

 

+ ماجرا از شهریور 93 شروع شد کی فکرشو میکرد تا اذر 95 طول بکشه 
اما دیگه تموم شد نمیدونم ناراحت باشم یا خوشخال ! 
غم تو نگاش موج میزنه ...
بش گفتم ارزششو داره ؟ 
سرشو ب علامت مثبت تکون داد 
چیزی نگفتم کسی ک عاشقه رو نمیشه متقاعد کرد 
+ هیچ وقت ادم کینه ای نبودم دست خودم نیس زود یادم میره ^_^  
+ دلم برای زی زی گولو خیلی تنگ شده خیلی زیاااااد :( 
+ شب اخر تو خوابگاه تا شش صبح بیدار بودیم 
تا خود صبح بچه ها درد دل کردن 
واقعا راسته ک میگن اونی ک بیشتر میخنده

ادامه مطلب  

تغییر  

ی جاهایی دیگه برات فرقی نداره که چی پیش میاد 
ی جاهایی هم هرکاری میکنی که پیش بیاد 
چیزی که الان برام اهمیت داره فقط درس و معدلم ارتقابدم
بادکتر ش حرف زدم از بهمن انشالا.میرم بیمارستان پیشش
با هم حرف میزنیم 
خیلی عاقلانه منطقی
از بچگی باهم بزرگ.شدیم
ی جاهایی کار دل و کار عقل باهم سنخیت نداره اماتا21سالگیم باعقل پیش رفتم
ازینببعدم همینطوره
27اذر ی دوست خانوادگی میاد خواستگاری 
البته بیشتر اشناییه 
شرایطش ایده اله
وصع مالی خوبی داره و خوش اخل

ادامه مطلب  

روش های جذب مخاطب اینترنتی  

بعد از 11 سال وب نویسی و اینترنت گردی، به نتایج جالبی در مورد مخاطبین وبلاگ ها رسیدم، به این صورت که برای جذب مخاطب:
1_ نباید وبلاگ شخصی داشته باشی و نباید در مورد خودت و خانوادت بنویسی. نوشتن در مورد خودت هیچ جذابیتی برای هیچ کسی نداره و اصولا توقع درک شدن و همدردی مخاطب با آدم، توقع اشتباهی هست. به قول یک نوشته در تلگرام: «مشکلاتتون رو به کسی نگید، 20 درصد اصلا اهمیتی نمیدن و 80 درصد هم خوشحال میشن که دچار اون مشکل شدید.»
2_ گذاشتنِ عکس، خیلی بیشت

ادامه مطلب  

تو همین مسیر که سمتت میام دستامو بگیر  

داشتم فکر می کردم شاید اتفاقاتی که داره می افته وبهش میگیم بد شانسی ، بدبیاری یا میگیم _ای بابا چرا این جوری شد؟ _این دیگه کیه؟ _ هیشکی منو نمی فهمه! . همه ، فرصت هایی هستن که یه روزی از خدآ خواستیم تا بهمون بده . شاید همون دعاهایی هستن که تو خلوت هامون کردیم و حالا مستجاب شدن ، همه از خدا خواستیم که کمکمون کنه شاید این تصادف این اتفاق بدی که برات افتاده این بدشانسی این آدمی که تو رو نمی فهمه همون کمک خداست .
این روزا دارم با خودم کلنجار میرم کمتر ق

ادامه مطلب  

کمتر بگوییم وبیشتر بشنویم  

یکی از علل عدم برقراری ارتباطات موثر وبادوام دربین ماایرانیها بیشتر گفتن و کمتر شنیدن است وبرخلاف آنکه دو گوش داریم و یک دهان ،فقط می گوییم وزیبا هم می گوییم اما نمی خواهیم که بشنویم از راننده تاکسی که از فلسفه وسیاست وتاریخ به زبان روان خود می گوید تا تریبون داران و سخنوران حرفه ایاما کجاهست که گوشمان کنند وبرایمان نسخه نپیچند ،اطرافمان را بنگریم در روز مرگی هایمان عادت کرده ایم تا کسی گفت دلم درد می کند سریع از علف وگیاه به او نسخه می دهی

ادامه مطلب  

... فیت عطار  

به نظر من هر دوره‌ای از زندگی درس‌هایی برای دادن داره و میشه چیزهایی از اون یاد گرفت. بعضی اوقات این دوره‌ها کوتاه مدته و بعضی اوقات هم لازمه دوره‌ی زیادی طی بشه تا یه درس تموم بشه، یعنی اندازه دوره‌ها مشخص نیست متاسفانه! با این وجود این سه سال اخیر (و احتمالا چند سال آتی) طولانی‌ترین مدتیه که من به دنبال درس گرفتن از شرایط زندگی بودم، اما اتفاقی نیفتاده. تا اینکه از بین حرف‌هایی که می‌زدم با یه سری کلمات کلیدی روبرو شدم که دیدگاه من رو نس

ادامه مطلب  

Deltangi ...  

یه لحظه یاد ژست سیگار کشیدنت افتادم خواستم قربووونت برم نصفه شبی کاش میشد الان ک ب اون پهلوم برمیگردم تو کنارم دراز کشیده بودی و غرق خواب بودی ...و من سرمو میذاشتم رو سینت و ب صدای نفسا و قلبت گوش میدادم ...لمس میکردم صورتتو و با خودم میگفتم می بینی ؟ می بینی میشه آدم همه دنیا رو کناردستش داشته باشه ؟تویی ک همه دنیای منی میشه یه شب تا صبح کنارم باشی و من این شب رو نخوام سحر کنم و ب صبح برسونمش ؟میشه یه زمانی همیشه تو رو برای خودم داشته باشم ! صداتو

ادامه مطلب  

 

خدایا هزار بار شکرت ک همه چی داره مثل قبل میشه
مثل قبل شیرین
مثل قبل لذت بخش
مثل قبل ارامش...
خدایا عاشقشم
نفسمه
دیوونشم
خوشبختیمون صددرصدیه
وقتی اینقدر میخوامش

ادامه مطلب  

پریشان  

از هر چیزی ذهنم آروم میگیره یه چیز جدید پیش میاد...+ زن من ، مادر من رو چقدر دوست داره؟-  :| .....**********وقتی کسی رو تابحال یک بار هم ندیدم چطور بگم چقدر دوستش دارم؟سوال عجیبی بود که هیچ جواب مشخصی هم نمیشه بهش داد...یعنی تا داخل جو خانوادشون قرار نگیرم نمی تونم هیچی بگم...از طرفی حق میدم که بخواد همه چی رو خوب جلوه بده، خب خانوادش هستن...از طرفی میدونم هیچی به اون خوبی که وانمود میکنه نیست...از طرفی خانواده خو

ادامه مطلب  

 

خدایا ببخشیدا
ولی چقدر بی انصافیه
شش صبح بیدار شی و 
به آسمون نگاه كنی و ببینی داره بارون با قوت تمام میباره و 
بازم تو تنهایی
اولین بارون زمستون بباره و كسی كه دوستش داری 

ادامه مطلب  

میخوای اخ و پیف کنی مثل لیلی اشغال کثافت نخون  

دکتر کولونوسکوپی نوشت.گفت احتمال زیاد از اعصابهخودتون شاهدین از پاییز چقد اعصابم.خراب بود سر قضیه پزشکی قانونی و دادگاه.این چهارمین باره یبوست شدمالبته.یه چی دیگه.نوع تغذیه ام قوز بالا قوز شده بود.به خاطر همون مشکل لعنتیفک.کنم مزضم سندرم روده تحریک پذیرو این بی لختیاری گفت باید روده ات بررسی بشه .الانم مشکل دارم.درد شدید سر همون همورویید لعنتی که اگه زود به دادم میرسیدن این وضعش نبود.زخم شد.ملتهب شد.شدی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1